یادداشت های یک زن خانه دار

سلام 

خب چی بگم. یادم رفت حرفامو


اس ام اس اومد. 

راستشو بگم؟! 

دلم از جا کنده شد. 

بعدش دیدم اشتباه دیدم.. 

به نظر من مردا خیلی خیلی خوشبختر از زنها هستن. 

شما ببین همین غذای اماده که مردا میخورن. یا یه خونه مرتب و تمیز که هر روز میبینند. یا این از همه مهمتره که شبا سرشونو میکنند توی موهای تمیز و نرمالوی زن و سرمست عطرش میشن. ولی خودشون اگه تازههه اگههههه موی تو سرشون باشه زبر و تیزه. 

برف میاد. محوطه جلوی خونه سفید شده. 

هنوز خونه تکونی نکردم. خونه خیلی کار داره. یه ماهه یه دستمال نکشیدم. به گند کشیده شده. 

برای عید گفتم اجیل نخر.جای شیرینیم اگه حوصله کنم کیک درست کنم خیلی عالی میشه. کیکای خوبی میپزم. 

صبح بهم گفت تو همه رو بسپار به من خیالت راحت. گفتم دمت گرم تا حالا جکی به این باحالی نشنیده بودم ازت. خودشم خندش گرفته بود از حرفم. 

ولی حالا اینجا میگم میخوام بدون حرص خوردن بشینم ببینم چه میکنه این بازیکن 

خب احمق مگه مجبوری اخه. هر کاری باهات میکنه حقته

من یکیو میخوام باهاش حرف بزنم. اخخخخ الهههه